تبلیغات
سیناپس - تکامل زیستی انسان از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه۳
جمعه 30 فروردین 1387  07:04 ق.ظ    ویرایش: جمعه 30 فروردین 1387 07:04 ق.ظ

فصل چهارم:

بررسی چند آیه در مورد آفرینش و تکامل

سوره حج(آیه5)- دلائل معاد در عالم جنین: در این آیه به دو دلیل محکم و منطقی برای اثبات معاد جسمانی استدلال شده است، یکی از طریق توجه به تحولات دوران جنینی، و دیگری از طریق تحولات زمین به هنگام نمو گیاهان.نخست همه انسانها را مخاطب ساخته، می گویدای مردم: اگر در رستاخیز شک دارید (به این نکته توجه کنید که ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده و سپس از مضغه {= چیزی شبیه به گوشت جویده شده} که بعضی دارای شکل و خلقت است و بعضی بدون شکل»

فصل چهارم:

بررسی چند آیه در مورد آفرینش و تکامل

سوره حج(آیه5)- دلائل معاد در عالم جنین: در این آیه به دو دلیل محکم و منطقی برای اثبات معاد جسمانی استدلال شده است، یکی از طریق توجه به تحولات دوران جنینی، و دیگری از طریق تحولات زمین به هنگام نمو گیاهان.نخست همه انسانها را مخاطب ساخته، می گویدای مردم: اگر در رستاخیز شک دارید (به این نکته توجه کنید که ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده و سپس از مضغه {= چیزی شبیه به گوشت جویده شده} که بعضی دارای شکل و خلقت است و بعضی بدون شکل» (یا ایها الناس ان کنتم فی ریب من البعث فانا خلقناکم من تراب ثم من نطفه ثم من علقه ثم من مضغه مخلقه و غیر مخلوقه).

همه اینها به خاطر آن است «تا برای شما آشکار سازیم» که بر هر چیز قادریم(لنبین لکم).

«و جنینهایی را که بخواهیم تا مدت معینی در رحم (مادران) قرار می دهیم» (و نقر فی الارحام ما نشاء الی اجل مسمی). تا دوران تکاملی خود را طی کنند، و آنچه را بخواهیم ساقط می کنیم و از نیمه راه از مدار خارجش می سازیم.

«از آن پس (یک دوران انقلابی جدید آغاز می شود و) ما شما را به صورت طفل (از شکم مادر) بیرون می فرستیم (ثم نخرجکم طفلاً).

به این ترتیب دوران زندگی محدود و وابسته شما در شکم مادر پایان می پذیرد، و قدم به محیطی وسیع تر، مملو از نور و صفا و امکانات بسیار فزونتر می گذارید.

باز چرخهای حرکت تکاملی شما متوقف نمی شود، و همچنان سریع در این راه به پیشروی ادامه می دهید «سپس هدف این است که به حد رشد و بلوغ (و کمال جسم و عقل) برسید»(ثم لتبلغوا اشدکم).

در اینجا جهل تبدیل به دانایی، و ضعف و ناتوانی تبدیل به قدرت و توانایی و وابستگی مبدل به استقلال می شود.ولی این چرخ باز متوقف نمی گردد هر چند «در این میان بعضی از شما می میرند و بعضی آنقدر عمر می کنند که به بدترین مرحله زندگی ( و پیری) می رسند» (و منکم من یتوفی و منکم من یرد الی ارذل العمر).

«آنچنانکه بعد از علم و آگاهی، چیزی نمی دانند!» (لکیلا یعلم من بعد علم شیئا).

این ضعف و ناتوانی و پژمردگی دلیل بر فرا رسیدن یک مرحله انتقالی جدید است همانگونه که سستی پیوند میوه با درخت دلیل بر رسیدگی آن و وصول به مرحله جدایی است.

سپس به بیان دلیل دوم که زندگی و حیات گیاهان است پرداخته، می گوید: «زمین را (در فصل زمستان) خشک و مرده می بینی، اما هنگامی که آب باران بر آن فرومی فرستیم، به حرکت در می آید و می روید، و از هر نوع گیاهان زیبا می رویاند»(وتری الارض هامده فاذا انزلنا علیها السماء اهتزت وربت وانبتت من کل زوج بهیج). [30]

سوره مومنون (آیه13)- «سپس او را نطفه ای در قرارگاه مطمئن {= رحم} (ثم جعلنا نطفه فی قرار مکین).

در حقیقت آیه قبل(آیه 12 سوره مومنون) به آغاز وجود همه انسانها اعم از آدم و فرزندان او اشاره می کند که همه به خاک باز می گردند و از گل برخاسته اند، اما در این آیه به تداوم نسل آدم از طریق ترکیب نطفه نر و ماده و قرار گرفتن در قرارگاه رحم توجه می دهد.

تعبیر از رحم به «قرار مکین» (قرارگاه امن و امان) اشاره به موقعیت خواص رحم در بدن انسان است، در واقع محفوظ ترین نقطه بدن که از هر طرف کاملاً تحت حفاظت است قرار گرفته، ستون فقرات و دنده ها از یک سو، استخوان نیرومند لگن خاصره از سوی دیگر، پوششهای متعدد شکم از سوی سوم حفاظتی که از ناحیه دستها به عمل می آید از سوی چهارم، همگی شواهد این قرارگاه امن و امان است. [31]

سوره مومنون (آیه 14)- بعد به مراحل شگفت آور و بهت آور سیر نطفه در رحم مادر و چهره های گوناگون خلقت که یکی بعد از دیگری در آن قرارگاه امن و دور از دست بشر ظاهر می شود اشاره کرده، می فرمایدسپس نطفه را به صورت علقه {= خون بسته}، و علقه را به صورا مضغه {=چیزی شبیه گوشت جویده شده} و مضغه را به صورت استخوانهایی درآوردیم، و بر استخوانها گوشت پوشاندیم» (ثپ خلقنا النطفه علقه فخلقنا الهلقه مضغته فخلقنا المضغه عظاما فکسونا العظام لحما).

جمله «کسونا العظام لحما» یک معجزه علمی است که پرده از روی این مسأله که در آن روز برای هیچ کس روشن نبود برمی دارید، زیرا قرآن نمی گوید: ما مضغه را تبدیل به استخوان و گوشت کردیم، بلکه می گوید: ما مضغه را تبدیل به استخوان کردیم و بر استخوانها لباس گوشت پوشاندیم، اشاره به اینکه مضغه نخست تبدیل به استخوان      می شود و بعد از آن گوشت روی آن را می پوشاند.

و در پایان آیه به آخرین مرحله که در واقع مهمترین مرحله آفرینش بشر است با یک تعبیر سربسته  و پر معنی اشاره کرده، می فرماید: «سپس ما آن را آفرینش تازه ای دادیم» (ثم انشاناه خلقنا آخر).

این همان مرحله ای است که جنین وارد حیات انسانی می شود، که در روایات اسلامی از آن تعبیر به مرحله «نفخ روح» (دمیدن روح در کالبد) شده، و اینجاست که انسان را از همه جهان ممتاز می سازد، و به او شایستگی خلافت خدا در زمین را می دهد.

«پس بزرگ و پر برکت است خدایی که بهترین آفرینندگان است» (فتبارک الله احسن الخالقین).

آفرین بر این قدرت نمایی بی نظیر که در ظلمتکده رحم اینچنین تصویر بدیعی با این همه عجایب و شگفتی ها، بر قطره آبی نقش می زند.

آفرین بر آن علم و حکمتی که این همه استعداد و لیاقت و شایستگی را در چنین موجود ناچیزی ایجاد می کند آفرین بر او و خلقت بی نظیزش. [32]

سوره سجده (9)- این آیه اشاره ای است به مراحل پیچیده تکامل انسان در عالم رحم، و همچنین مراحلی که آدم به هنگام آفرینش از خاک طی نموده، می فرماید: «سپس (اندام) او را موزون ساخته» (ثم سویه).

«و از روح خویش در وی دمید»! (و نفخ فیه من روحه).

«و برای شما گوش و چشمها و دلها قرار داد» (و جعل لکم السمع و الابصار و الافئده).

«اما کمتر شکر (نعمتهای) او را به جا می آورید» (قلیلاً ما تشکرون).

در آغاز که نطفه منعقد می شود تنها دارای یک نوع «حیات نباتی» است، یعنی فقط تغذیه و رشد و نمو دارد، و لی از حس و حرکت که نشانه «حیات حیوانی» است و همچنین قوه ادراک که نشانه «حیات انسانی» است در آن خبری نیست.

اما تکامل نطفه در رحم به مرحله ای می رسد که شروع به حرکت می کند و تدریجاً قوای دیگر انسانی در آن زنده می شود، و این همان مرحله ای است که قرآن از آن تعبیر به نفخ روح می کند.

اضافه «روح» به «خدا» به اصطلاح «اضافه تشریفی» است، یعنی یک روح گرانقدر و پر شرافت که سزاوار است روح خدا نامیده شود در انسان دمیده شد. [33]

فصل پنجم:

اسامی اعضای بدن انسان که در قرآن آمده است

آذان           ج.اُذُن، گوشها

اَلاَذقان        ج.ذَقَن،زنخ،چانه

اَلاَرحام        ج.رَحِم،زهدانها

أصلاب       ج.صلب،پشتها

اَلاَعناق       ج.عُنُق،گردنها

أَفئِدَة          ج.فؤاد،دلها

اَمعاء          ج.مِعاء،روده ها

اَلاَنف          بینی

بَدَن            تن

بَنان           سر انگشتها

جُلُود          ج.جلد،پوست

حَبلُ الوَرید   رگ گردن

اَلحَناجِر       ج.حنجره،نای گلو

دَم            خون،ج.دِماء

رأس           ج.رُؤوس

سَوءات       ج.سَوءَة ، عورت

صَدر       سینه،ج.صدور

ظَهر        پشت،ج.ظهور

عِطف      جانب

عَلَق        خون بسته،ج.عَلَقَة

قَلب        دل

لَحم         گوشت،ج.لُحُوم

مُضغَة       پاره گوشت

الوَتین        رگ جان،شاه رگ

اَجسام       ج.جسم،پیکرها

أَرجُل        ج.رجل،پاها

أَصابع        ج.اَصبَع،انگشتها

اَعقاب      ج.عَقِب،پاشنه ها

اَعیُن       ج.عین،چشمها

اَفواه       ج.فُوه،دهانها

اَلاَنامِل    ج.اَنمَلة،انگشتها

أَیدی      ج.یَد،دستها

بَطن       شکم،ج.بُطُون

نظرات()   


سیناپس